کتابخانه تاریخ ۲۵ ساله شد و باقی ماجرا ...

درست بیست و پنج سال قبل و با دقت، ۱۸ مهر ۱۳۷۴ خورشیدی، کتابخانه تاریخ در قم با حمایت مستقیم جناب آقای شهرستانی نماینده آیت الله العظمی سیستانی، تأسیس شد.
از آن زمان، کتابخانه تاریخ، چهار منزل عوض کرده و هر بار با هزار مشقت، نقل مکان به خانه جدیدی کرده است. طبعا به دلیل افزایش کتاب‌ها، توسعه یافت و با زحمت، دوباره به محل دیگر رفته است. حالا این کتابخانه، یک جوان بیست و پنج ساله یعنی ربع قرنی شده است.
در کتابخانه تاریخ بیش از ۲۱۸ هزار نسخه کتاب وجود دارد و آنان که عدد و رقم کتاب را می‌فهمند، می‌دانند چه می‌گوییم. این کتابخانه همراه با پنج خواهرانش که هر کدام دو سه سال بعد از آن فعالیت خود را آغاز کردند، یعنی کتابخانه تخصصی ادبیات با ۹۲۰۰۰ کتاب، کتابخانه‌های: فقه و حقوق، علوم قرآن، علوم حدیث، و فلسفه و عرفان، هر کدام با بیش از ۵۰ تا ۶۰ هزار کتاب تخصصی، جمعا نزدیک به ششصد هزار جلد کتاب دارند. تمام بار مالی این کتابخانه‌ها، نه بر دوش دولت، بلکه از منابع مذهبی بوده و هست. علاوه بر اینها، تنها دو کتابخانه تاریخ و ادبیات بیش از ۳۵ هزار فایل الکترونیکی فهرست شده روی وبسایت خود دارند.
حوالی یک سال است که سرور ما، جناب حجت الاسلام و المسلمین شهرستانی، تلاش کردند یک ساختمان متمرکزی برای این کتابخانه‌ها بسازند. کار با کمک آقای لاریجانی نماینده وقت قم، با گرفتن زمینی به سرانجام رسید، و با صرف مبالغ هنگفت، خاکبرداری شد و و اما حالا، .... بر حسب اطلاعات بنده، آن قدر این شهرداری قم در این کار سنگ اندازی کرده که بالاخره ایشان دست از این کار شست، و بعد از آن که هزینه‌های گزافی خرج آماده سازی زمین شده، عطایش را به لقایش بخشید. شاید هنوز کسانی وساطت می‌کنند تا مشکلات حل شود، اما نفس این برخورد زشت و ناجوانمردانه برای تأسیس یک کتابخانه متمرکز در این شهر با این همه کتاب روی زمین، و بهره وری عالی که از آنها می‌شود، باورکردنی نیست. مسلما این کتابخانه‌ها آماده با توجه به تأسیسات دیجیتالی که برایشان تدارک داده شده، در آینده می‌توانند به تمام ایران خدمت رسانی کند.


ما شنیده بودیم وقتی کسی در شهری از بلاد توسعه یافته، می‌خواهد یک موسسه فرهنگی تأسیس کند، دست او را می‌گیرند، و کمکش می‌کنند، اما امروز دیدیم که اینجا نه تنها کمک نمی‌کنند بلکه بسیج می‌شوند تا دست او را قطع کنند. باید به جناب سقائیان نژاد گفت، ما هکذا الظن بک که این طور در راه تأسیس یک کتابخانه که همین الان بیش از نیم میلیون کتاب روی زمین دارد و آنها در خانه‌های مختلف با زحمت و در شرایط خطر نگهداری می‌شود، این رفتار ناپسند را بکنید. این یادگار بدی است که از شما در این شهر می‌ماند. بد نیست ایشان از کسانی که دم دستشان هستند، بپرسند، آیا در بلاد فرنگ و ینگه دنیا هم همین طور است یا نه. نگاهی به چین بکنند که اخیرا عاشق آن شده اند، و این که هر از چندی دولت چین، یک کتابخانه معظم در شهری افتتاح می‌کند که چشم همه خیره می‌شود. آن وقت، اینجا کسی که بدون کمک مالی گرفتن از دولت و تنها با منابع مذهبی می‌خواهد کاری انجام دهد، این طور برابر او سنگ اندازی می‌کنند. این هنر نیست که زمین را بدهند و وقتی دست طرف را توی حنا گذاشتند، سخت گیری را شروع کنند.
همین حالا هم، کتابخانه‌های تخصصی قم، یکی از امیدهای اصلی پژوهشگران و دانشجویانی است که به کار تحقیق و نگارش رساله‌های دکتری و ارشد خود می‌پردازند. کافی است یادداشت چندی قبل دوست عزیز دکتر میلاد عظیمی را در باره کتابخانه ادبیات بخوانید که در این شماره بخارا هم منتشر شده است. روشن است که خطر در کمین این کتابخانه‌هاست، زیرا هیچ یک از این ساختمانها، آمادگی تحمل این همه کتاب را ندارد، به علاوه که بیشتر آنها امکانات اطفاء حریق هم ندارد. گاهی آدم  [دلش می‌خواهد]  فکر می‌کند: حقیرترین چیز در این کشور علم است.
 منتشر شده در کانال تلگرام نویسنده. ۱ مهر ۱۳۹۹