پیام «هفت‌خوان سلیمان» مقاومت و ولایتمداری است

سرویس فرهنگ و هنر جوان آنلاین: «هفت‌خوان سلیمان» کتابی در مورد سردار دل‌ها، شهید حاج قاسم سلیمانی است که انتشارات خط هشت به تألیف «وفا منافی‌اردبیلی» آن را منتشر کرده است. این کتاب در یادواره شهدای عملیات کربلای ۴ و ۵ در اردبیل رونمایی شد. از وفا منافی تاکنون پنج جلد کتاب در زمینه‌های عاشورایی و دفاع مقدس با عناوین «کلاف وفا»، «معراج خون»، «امواج خون»، «حماسه عشق» و «هفت‌خوان سلیمان» منتشر شده است. «جوان» با این نویسنده به گفتگو نشسته است.
نوشتن برای شما جوششی از درون است یا نیازی برای بیان حرفی تازه؟
از اوایل نوجوانی علاقه نوشتن و سرودن شعر را در خودم احساس کردم و فهمیدم که حرف‌هایی برای گفتن دارم و دوست دارم سخن را بشناسم، سخن را کشف کنم و به گونه تازه‌ای سخن بگویم، از درونم جوششی را احساس می‌کردم که نیازمند یک وسیله بود تا به بیرون انتقال یابد و شعر همان ظرفی بود که احساسات من را منظم ساخت و به هیجانات و اتفاقات روحم قالب و شکل هنری بخشید. همان روزی که تمام فنون شعر را یاد گرفتم، غزلی در وصف مولای متقیان علی بن‌ابیطالب سرودم که با تمام واژه‌ها و مصراع‌های آن شعر خاطره دارم و برایم شیرین‌ترین لحظه‌های زندگی بود، درست مثل کودکی که اولین بار حرف زدن را یاد می‌گیرد.
اولین تألیف شما در چه زمینه‌ای بود؟


اولین تألیف من در سال ۱۳۸۶ بود که کتاب حماسه عشق را به چاپ رساندم، در حالی که فقط ۲۰ سال داشتم، حتی وقتی کتابم به بازار آمده بود، من در پاسگاه دور افتاده‌ای در شهر یزد دوران سربازی را سپری می‌کردم، این کتاب شامل اشعار عرفانی، نصایح و مرثیه بود که من معتقدم این کتاب دلیلی شد تا من در دنیای سخن و شعر بمانم و به تلاش و کوششم ادامه دهم.
کتاب هفت‌خوان سلیمان چگونه خلق شد؟
هفت‌خوان سلیمان بحمدالله از طرف صاحبنظران و منتقدان ادبیات مورد تمجید و تکریم قرار گرفت و استقبال گرمی از سوی مردم و کتاب‌دوست‌ها دیده شد. این کتاب یکی از آثاری است که من آن را ادای دین خودم به شهدا می‌دانم، البته فقط ذره‌ای از آن دین بزرگ و از آنجا که سردار سلیمانی در روح و فکر من دنیایی دیگر خلق کرده بود، من دیگر او را یک شخص یا یک فرد نمی‌دیدم بلکه او را یک مکتب و یک ایدئولوژی می‌دیدم؛ مکتبی پاینده و بیدار، مکتبی پاک و ساده که زلال‌ترین روایت شهادت بود و، چون جای‌جای زندگی این شهید بزرگ سرشار از گفتنی‌ها بود، خیلی فکر کردم تا عنوانی بامسما و جامع بیابم تا بتوانم در یک چارچوب مشخص از سردار سلیمانی بنویسم و در طول و عرضی معین شروع کنم یک حرکت را شرح دهم و در پایان نتیجه‌ای کامل و جامع بگیرم. تا اینکه همه چیز دست به دست هم داد و عنوان هفت‌خوان سلیمان خلق شد.
چطور شد که از شهید سلیمانی نوشتید؟ خودتان سراغ سوژه رفتید یا به شما پیشنهاد شد؟
سردار سلیمانی از معدود چهره‌هایی بود که به گروه یا قشر خاصی منحصر و محدود نبود. همه عاشق او بودند و او عاشق همه بود! هیچ وقت هموطنانش را بر حسب لباس و سلیقه فکری تقسیم‌بندی نمی‌کرد، اصلاً از «تقسیم» کردن متنفر بود و همیشه به دنبال «جمع» بود و این از معجزات اخلاقی ایشان بود که من را نیز مثل همه مجذوب و شیفته خود کرده بود تا جایی که حتی در اشعار عاشورایی و حماسی خود از ایشان یاد می‌کردم که نمونه آن در سال ۹۵ در مراسم طشت‌گذاری مسجدجامع خوانده شد و یک بند از آن شعر اینگونه بود:
مدافعان حرم مژده الهی سیزون، ستاره یوخ فلکین آفتاب و ماهی سیزون، دعای خلق سیزون، خالقین پناهی سیزون
دئمم بو نوکری با عز و احترام آپارون/ منی امیر سلیمانیه غلام آپارون...
شاید کمی اغراق‌آمیز باشد، اما معتقدم که من انتخاب نکرده‌ام بلکه انتخاب شده‌ام، از روزی که نام این کتاب به من الهام شد، فهمیدم مسئولیتی بر شانه‌هایم نهاده شده است و روح سردار این سربازِ شاعر را به سرودن این کتاب فراخوانده است.
چرا عدد هفت را برای کتاب خود انتخاب کردید؟
هفت همیشه در ذهن ما ایرانی‌ها عددی مقدس بوده است و در دنیای حماسه و عرفان نیز با تعابیر هفت شهرعشق و هفت‌خوان رستم آشنا شده‌ایم. با مدد گرفتن از این عدد، زندگی و عقاید سردار سلیمانی را در هفت فصل و هفت‌خوان جداگانه تحقیق و بررسی کردم و از هفت پنجره مشخص و مهم به او و آرزو‌ها و اعتقاداتش نگاه کردم که نتیجه‌اش عنوان «هفت‌خوان سلیمان» شد.
چطور شد که شما در این کتاب هم از نثر و هم از شعر زیبا استفاده کردید و باعث متفاوت شدن این کتاب شدید؟
در این کتاب همه چیز قدم به قدم و صفحه به صفحه خلق می‌شد و تمام سبک‌ها و قالب‌ها بنا به نیاز‌ها و ضرورت‌ها به کار گرفته می‌شد. من دیدم و فهمیدم که حرف‌هایی وجود دارد که در قالب نثر زیباتر و راحت‌تر بیان می‌شود ولی لحظه‌ها و مضمون‌هایی هم وجود دارد که فقط با زبان شعر می‌شود انتقال داد، پس بر آن شدم تا هم از نثر استفاده کنم هم از شعر. در نثر توانستم پیچیده‌ترین عملیات‌ها و سخت‌ترین میدان‌ها را به زبان ساده توضیح دهم و تصاویر را به راحتی با حروف الفبا برای مخاطبان نشان دهم و در شعر توانستم مفاهیم عرفانی و آسمانی را با آهنگی پرشکوه و وزنی محتشم به نظم بکشم.
این کتاب چه پیام‌هایی برای نسل جوان دارد؟
پیام این کتاب برای جوانان در یک کلام «مقاومت و ولایتمداری» است، چون این دو اساس و پایه تمام پیروزی‌ها و فتوحات است. ما اگر مقاومت را بیاموزیم در سخت‌ترین شرایط ناامید نخواهیم شد، ما اگر مقاومت را بیاموزیم برای استقلال و خودکفایی تلاش خواهیم کرد، ما اگر مقاومت را بیاموزیم در مقابل دشمنان احساس ترس و ضعف نخواهیم کرد و ما اگر مقاومت را بیاموزیم، تمام حیله‌ها و توطئه‌های استکبار جهانی را خنثی خواهیم کرد و با درک ولایت از سخت‌ترین و مه‌آلودترین برهه‌ها به سلامت خواهیم گذشت و با ایمان به رهبری به سوی سعادت دنیا و آخرت رهسپار خواهیم شد.
فکر می‌کنید ادبیات دفاع مقدس در این فضای جامعه چقدر می‌تواند تاثیرگذار باشد؟
ادبیات دفاع مقدس به نظر من در این شرایط جامعه مصداق نیروی تقویت‌کننده و محرک را دارد، زیرا هر لحظه آرمان‌ها و اهداف اصلی ما را برایمان یادآوری می‌کند. ادبیات دفاع مقدس می‌تواند در لباس هنر نقش یک هشداردهنده را ایفا کند و گاه می‌تواند با یک اثر ظریف و شاعرانه زنگ‌های خطر را با جدیت تمام به صدا درآورد و به همه مردم و مسئولان اعلان آماده‌باش دهد. ادبیات دفاع مقدس باید مدام با خلاقیت و نوآوری احیا شود و با ایجاد جذابیت و ابتکار همه را به شنیدن و تماشای ابعاد وسیع و گسترده دفاع مقدس دعوت نماید.
به عنوان نویسنده کتاب دفاع مقدس انتظار شما از دستگاه‌های فرهنگی در ترویج فرهنگ ایثار و شهادت چیست؟
خطاب به دستگاه‌های فرهنگی فقط یک جمله می‌گویم؛ یادتان نرود که شما امروز در خط مقدم جبهه‌های حق علیه باطل هستید، اگر خود را در چنین سنگری و چنین جایگاهی ببینید، بی‌شک لحظه‌ای از تلاش و مجاهدت باز نخواهید ایستاد.