نقش مدیوم رسانه در انتخابات ریاست جمهوری

امین جمشیدزاده-فعال سیاسی- رسانه و سیاست همواره در ادوار مختلف و‌ بزنگاه‌های حساس سیاسی تاریخ ساز شده و مکمل همدیگر عمل کرده اند و به سان دو بال پرنده تشبیه شده اند که شکستن یکی از آنها فرایند پرواز را با اختلال ایجاد می کند و این پروسه را بطئی و فرسایشی خواهد ساخت؛ نقش بی بدیل رسانه ها و جراید بویژه در انتخابات ۲ خرداد ۷۶ که یک رنسانس و نوزایی سیاسی در سپهر سیاست ایران به زعم قاطبه کنشگران روابط بین‌الملل قلمداد می شود غیر قابل انکار است به طوری که اگر رسانه‌ها نبودند شاید آن موج عمومی در حمایت از محمد خاتمی به وقوع نمی پیوست که منجر به خیزش، تحریک و اقبال عامه جامعه برای انتخاب وی شود و فردای روز پس از انتخابات روزنامه سلام با تیتر درشت سلام اصلاحات به پاستور در میان جراید خودنمایی کند و بی سبب نیست که از دوران اصلاحات به عنوان دوره چهارم طلایی مطبوعات در ایران یاد می شود؛چون این برهه به دوره آزادی بیان و گفت‌وگوی تمدن ها در جهان شهره شد و سید محمد خاتمی منادی طرح گفتگوی تمدن ها در سازمان ملل متحد شد و در تقویم این سازمان در سال۲۰۰۱به صورت یک رخداد سترگ ثبت و ضبط شد و پس از آن بود که خاتمی در سفر به پاریس مورد استقبال گرم ژاک شیراک رئیس جمهوری فرانسه قرار گرفت که در این دیدار که رسانه های جهان روی میمیک صورت خاتمی و همتایش کلوزآپ کردند که بر خلاف عادت مرسوم استقبال از مهمانان خارجی در الیزه رییس جمهور فرانسه تابوها را شکست و از سرسرای الیزه پایین آمد و به محمد خاتمی خوش آمد گفت و دستان خویش را در دستان همتای محبوب و بافرهنگ ایرانی اش فشرد و هنگام خداحافظی مجدد پایین آمد و خاتمی را بدرقه و مشایعت کرد که رسانه های جهان از استقبال گرم دیپلماتیک از آن با تیتر ویژه یاد کردند؛در واقع در ایران در فقدان احزاب رسمی این رسانه و جایگاه ویژه و کلیدی آن است که به نیکی در نبود احزاب به عنوان پل ارتباطی و رابط بین حکومت و ملت عمل کرده و نقش مهم و اساسی ایفا می کند.
انتخابات سیزدهم ریاست جمهوری به جهاتی شبیه انتخابات هشتم ریاست جمهوری در ایران است و ۲۱ اردیبهشت ساختمان فاطمی وزارت کشور آماده ثبت نام کاندیداهای این دوره در شرایط توامان کرونا و مصائب صعب اقتصادی خواهد بود تا سرانجام همای اقبال بر شانه خوش اقبال کدام منتخب بنشیند و سپیده۲۹خرداد۱۴۰۰اسمش از صندوق های اخذ رای به عنوان پیشتاز و فرد پیروز عیان شده و در جلوی حضرت دیدگان جامعه پس از رقابت تنگاتنگ و مارتنی نفس گیر بادی به غبغب انداخته و احساس شادی مضاعف و غرور کند که کلید دار پاستور شده است و در جایگاه دومین نفر مهم و تصمیم گیرنده کشور بر اریکه ریاست جمهوری خوش بنشیند؛ انتخابات هشتم ریاست جمهوری در اوایل سال ۸۴ شگفتی ساز شد؛اگر چه دو انتخابات گذشته یعنی انتخابات شوراهای شهر و انتخابات مجلس هفتم آشکار ساخته بود که طلای اصلاح‌طلبان مس شده است و متاع آنها در جامعه در حال گذار ایران دیگر خریداری پر شور و نشاط ندارد و خیلی از هواداران گذشته به دنبال ناکامی های پیاپی رفرمیست های ایرانی ترجیح داده بودند یا گوشه انزوا اختیار کنند یا تغییر مسیر دهند، اما هنوز در انتخابات ریاست جمهوری کورسوی امیدی برای پایان دادن و متوقف کردن نوار شکست مشاهده می‌شد.هیچ کس قاطعانه نمی‌توانست نتیجه انتخابات را پیش بینی کند؛ تردید فضای غالب بود و قاطبه روزنامه نگاران آشفته و روزنامه‌ها سرگردان، رقابت تنگاتنگ و نزدیک نفس‌ها را بریده بود و روزنامه نگاران شاید دلواپس ترین ها پس از سیاسیون بودند.نتیجه انتخابات که اعلام شد شوک سیاسی بزرگی جامعه را درنوردید. خیلی‌ها آن را دوم خردادی دیگر نامیدند. باز هم روزنامه نگاران غافلگیر شدند. البته جریده و مطبوعات ایران در طول۱۷۰سال گذشته همواره با تحولات جامعه، فراز و نشیب‌های زیادی را آزمون و تجربه کرده است و به نوعی شاید با نوسان های شدید مدار جامعه ایران خو گرفته است؛ چنانچه در انتخابات دوم خرداد ۷۶ و آغاز تحرک جدید اصلاحات در ایران روزنامه نگاران به سرعت خود را با فضای جامعه همراه و هماهنگ ساختند و حتی نقش آلترناتیو راهبری و هدایتگری را در کنار نقش کاریزماتیک فرد منتخب پیروز برعهده گرفتند که همین چرخش سریع و قائل شدن نقش پیشرو و هدایتگری مطبوعات در تحولات سریع ایران مورد انتقاد آسیب شناسان مطبوعات قرار دارد چه آنکه بسیاری بر این باورند همین رویکرد،شاخص آسیب پذیری مطبوعات ایران را افزایش می دهد و این رسانه را از کارکرد اصلی خود یعنی اطلاع رسانی و آگاه سازی جامعه دور می سازد و آن را در قطع بولتن ارگانی و یا در حد تریبون حزبی کاهش و تنزل می دهد.آسیب شناسی ساختاری این مدیوم حرفه ای و تجربه سال های اخیر نیز نشان داد که هر میزان جراید از عملکرد حرفه ای خود دور شدند، بر میزان مصائب و آسیب پذیری آنها نیز افزوده شده است. در هر حال استقبال گسترده مردم به شعارهای آزادی خواهانه و اصلاح طلبانه توامان با هم در آغاز جنبش اصلاحات به تبع این خواسته عقلایی و بنیادی روزنامه نگاران را نیز مشتاق و پیگیر خواست های طرح شده کرد. تیترهای متفاوت، دگردیسی ستون‌های صفحات ویژه جراید، خبرهای داغ، گزارش‌های جذاب، در هم شکستن تابوها، به میدان آمدن چهره‌های جدید، باز شدن فضا برای منتقدان و ده‌ها تغییر دیگر، مطبوعات آن برهه را در اوج قرار داد تا آنجا که بسیاری آن دوره را چهارمین مقطع طلایی روزنامه نگاری ایران توصیف کردند. (دوره مشروطه، دوره دولت مصدق و سال‌های ابتدایی انقلاب سه دوره طلایی مطبوعات نامگذاری شده است.) اواخر دوره اصلاحات و با شروع به کار سوم تیری‌های مهرورز در مرداد ۸۴ و جلوس آبادگران بر شورای شهر تهران اوضاع را دچار یک چالش اساسی و شیب سینوسی به جای شیب تصاعدی در عرصه جراید ساخت و فضای سردی بر جامعه و به تبع آن بر سپهر سیاست ایران با تعویض تیم سیاست خارجه و تغییر گفتمان دیپلماسی بر اتمسفر جامعه غالب شد و همین موضع انفعالی کنشگران دنیای سیاست را به واکنش تهاجمی علیه کشورمان وا داشت که به تبع آن قطعنامه های پی در پی هفتگانه برای کشورمان صادر شد و تحریم مضاعف و کمرشکن بر ما تحمیل شد و رئیس جمهوری وقت آنها را مشتی کاغذ پاره خطاب کرد و با درآمدهای هنگفت نفت که به بشکه ای۱۰۰و۱۲۰دلار رسید اما در نهایت عدالت محوران بیت المال را جارو کردند و حلقه انحرافی تشکیل دادند و خواستار ایرانیت شدند و مدعی هاله نور، دور زدن تحریم‌ها با رو کردن سلطان شکست تحریم بابک زنجانی، پیامبر هزاره سوم، دانشگاه ویژه ایرانیان و پرواز فرشتگان بر چکاد تخت جمشید شدند و قس علی هذا که به دنبال این دور و تسلسل باطل از اقبال مردم به مطبوعات کاسته شد و تحولات به گونه ای رقم خورد که مطبوعات بخش وسیعی از تاثیر گذاری خود در جامعه را از دست دادند.