از «مای جواد» تا «مای شیخ حمید»!

  [شهروند] برای ما اهالی رسانه ، صبح از نیمه شب آغاز می شود.
خیلی از توئیت های مهم و گزارشها و تحلیلهای رسانه ای به یمن اینترنت و فضای مجازی ، ما را آماده می کند تا ببینیم امروز کدام وری باید غش بکنیم!
 اما آنچه درپی می آید گزارش دیروزمان است....

محاکمه سران سیاسی و نظامی صهیونیستی
هنوز نیمه شب نشده که توئیت عبری جدید صفحۀ دفتر رهبر انقلاب از راه می رسد . آمده است که :«تمامی سران سیاسی و نظامی باند تروریستی جنایتکار صهیونیستی باید محاکمه شوند و تحت تعقیب قرار گیرند.»



به خودم می گویم که ای کاش اهالی رسانه همین محور را بگیرند و با همدلی پیش ببرند ، اینهمه شعار جهاد تبیین و ضرورت روشنگری برای نسل جوان بالاخره باید یک جایی عملی بشود. اما گاهی آرزوی محال می شود. نمونه اش هم با باز کردن صفحات مطبوعات آغاز می شود. اولین توپ را کیهان
 پرتاب می کند.

100 روزِ گران کیهانی
کیهان تیتر یک خود را «100 روزِ گران» انتخاب کرده و می نویسد: دولت چهاردهم که مدعیان اصلاحات چهارگوشه آن را در اختیار گرفته‌اند، در ۱۰۰ روز اول کاری خود به جای اینکه صدای بی صدایان و محرومان و طبقه متوسط و به‌طور کلی، مردم عادی باشد اقداماتی را برای خوشایند یک اقلیت بسیار کوچک، اشرافی، پرمدعا، کم‌بهره و پرسروصدا انجام داده است. کارگزاران اقتصادی دولت به بهانه اصلاحات اقتصادی دست به تعدیل بسیاری از قیمت‌ها زده‌اند. این در حالی است که سیاست گران‌سازی به قصد کاهش مصرف یا افزایش درآمد دولت، بارها در کشور شکست خورده و اگرچه در کوتاه مدت، درآمدی برای دولت ایجاد کرده تا زیان‌دهی امثال خودروسازان را جبران کند! اما پس از مدتی، به بار سنگین دولت تبدیل شده و این دور باطل مخصوصاً در دولت‌های اصلاح‌طلب ادامه یافته است.
عکس یک این روزنامه هم با «نگاهی به روزنامه های اصلاح طلب» تیتر «از پیشنهاد «مذاکره به هر قیمت» تا سانسور «قطعنامه ضدایرانی»» را انتخاب کرده است. کیهان آورده است: پس از صدور قطعنامه ضدایرانی شورای حکام، مدعیان اصلاحات ضمن بازتاب مصاحبه «علی لاریجانی» بر طبل مذاکره کوبیدند؛ این درحالی است که اخبار «قطعنامه» به عنوان نقطه مقابل «مذاکره» سانسور شده است.مدعیان اصلاحات با نادیده گرفتن بدعهدی غرب و سانسور صدور قطعنامه و ایضا با «ماله‌کشی» عملکرد اروپا در قِبال ایران، نه‌تنها نقض تعهد کشورهای غربی را در نظر ندارند یا آن را بزک می‌کنند، بلکه با تحریف سخنان مشاور رهبر انقلاب و برداشت سطحی از مصاحبه او پالس مذاکره برای غرب ارسال می‌کنند.
کیهان به این هم بسنده نکرده و به سراغ دولت خاتمی هم می رود و در گزارشی با تیتر «ذوق‌زدگی تحلیلگر صهیونیست از پادویی برخی اصلاح‌طلبان برای اسرائیل» اتهام جدیدی را مطرح می کند که :«در پادویی ننگین برخی مدعیان اصلاح‌طلبی برای رژیم صهیونیستی همین بس که شبکه اینترنشنال وابسته به موساد، از سوی معاون وزیر ارشاد دولت خاتمی اداره می‌شود!»

رسایی یا مای شیخ حمید

حمید رسایی که گویا محمدجواد ظریف عامل ماجراجویی ها و همیشه در صحنه بودنش شده است، ظریف را رها نمی کند. نیمه شب است که فضای مجازی و شبکه های معاند پر شده است از ویدئوی رسایی.
او در این ویدئو می گوید:« خون جواد ظریف بر اساس آب و هوای آمریکا تنظیم شده و اکسیژن آمریکا، خون او را رقیق می‌کند. ظریف به دلیل زندگی و کار در آمریکا، ارتباط نزدیکی با افراد آنجا پیدا کرده و این موضوع بر دیدگاه‌های او تأثیر گذاشته است. به عنوان مثال، ظریف در صحبت‌هایش به توانایی آمریکا در نابودی سیستم دفاعی ایران اشاره کرده و همچنین به خستگی مردم ایران از هزینه‌های مقاومت برای فلسطین پرداخته است. این تغییرات نشان‌دهنده فاصله گرفتن او از اصول فکری و اعتقادی نظام و انقلاب اسلامی است.
اما آنچه فضای مجازی را ترکاند این گفته رسایی بود که :«ظریف دبیرستان، دانشگاه، سربازی و اشتغال خود را در آمریکا گذرانده و با آمریکایی‌ها رفیق است. وندی شرمن ظریف را «مای جواد» صدا می کرد.»
جالب ترین جواب به رسایی را شاید احمد زیدآبادی فعال سیاسی اصلاح‌طلب داده بود که در کانال تلگرامی خود نوشت: شیخ حمید رسایی گفته است: «وندی شرمن ظریف را «مای جواد» صدا می‌کرد! » این که ناراحتی ندارد! خودت عضو تیم مذاکره‌کنندۀ هسته‌ای بشو تا اعضای تیم آمریکایی تو را نیز «مای شیخ حمید» صدا کنند!
جالب اینکه دیروز پس از مجادله رسایی با قالیباف در مورد توییت فضائلی درباره اصلاح قانون تابعیت قهری که قالیباف نیز آن را تایید کرد،  یک نماینده مجلس با انتقاد از حمید رسایی گفت: معلوم نیست نیروهای انقلابی باید خودشان را با حضرت آقا هماهنگ کنند یا خدای نخواسته رهبر انقلاب با نیروها.

این بار ، روانبخش  
بحث ظریف تمام نمی شود. در ادامه ماجرا ،قاسم روانبخش، نماینده جبهه پایداری در مجلس شورای اسلامی در مصاحبه با خبر آنلاین می گوید: تابعیت فرزندان ظریف اصلا قهری نبوده، یعنی بچه های ظریف مجبور بودند که در آنجا شناسنامه بگیرند و یا اختیار داشتند؟ اختیار بوده، قهری نبوده است.
حالا آقای رئیس جمهور می خواهد از ظرفیت ظریف استفاده کند، این کار را انجام دهد و از نظرات کارشناسی و مشاوره ای او استفاده کند. از طرفی حقوق هم می گیرد. در مجموع مجلس احساس کرد که به آن توهین شده، به همین دلیل قاطبه مجلس مقابل آن ایستاد.
 
پیشنهاد لاریجانی به آمریکا

جدای از بحث ظریف، موضوع دیگر که کیهان هم بدان پرداخته بود و اصلاح طلبان نیز ادامه داده بودند ، موضوع مذاکره مستقیم با آمریکا بود. بحثی که علی لاریجانی شروع کرد و البته برداشت های ناصواب از آن را اصلاح کرد و بحث روز شبکه های اجتماعی باقی ماند.
علی لاریجانی در حساب کاربری خود در شبکه اجتماعی ایکس پیشنهاد عملی را به آمریکا ارائه کرد:
۱- در موضوع هسته‌ای، آمریکا توافق قبلی (برجام) را به هم زد و از آن خارج شد و از این طریق به ایران خسارت وارد کرد.
۲- ایران غنی‌سازی خود را آغاز کرد و درجه‌ خلوص را به بالای ۶۰ ٪ رساند.
۳- دو طرف در موقعیت جدید قرار دارند، اگر مسئولان جدید آمریکا می‌گویند در موضوع هسته‌ای ایران صرفاً با سلاح هسته‌ای مخالف‌اند باید در ازای این امر شروط ایران را بپذیرند و امتیاز لازم، من‌جمله جبران خسارات ایران، و نظایر آن را قبول کنند تا توافق جدید به‌دست آید نه اینکه یک طرفه امریه صادر کنند نظیر تصمیم آنان در آژانس!»
در این میان روزنامه سازندگی به این موضوع پرداخت.«نسخه جدید لاریجانی» عنوان تیتر یک این روزنامه است که با عکسی از علی لاریجانی همراه است.در این گزارش به بررسی این مسئله پرداخته شده که چه اتفاقی در مناسبات ایران و آمریکا در حال رخ دادن است و علی لاریجانی چه نقشی بر عهده گرفته است.

  مذاکره ایران و آمریکا چیزی جدید نیست و قبلا هم انجام شده

شاید نکته جالب اینجا باشد که منصور حقیقت‌پور فعال سیاسی اصولگرا هم نوشت: مذاکره ایران و آمریکا چیزی جدید نیست و قبلا هم انجام شده است، ایران در موقعیت هایی که لازم بوده به صورت مستقیم و در برخی مواقع نیز به صورت غیرمستقیم مذاکره کرده است. او نوشت: ایران در عراق و سوریه و هم در ژنو برای برجام، به صورت مستقیم با آمریکا مذاکره کرد، در موارد دیگر نیز به واسطه دیگر کشورها نیز مذاکراتی با آمریکا داشته ایم، این نمونه های مذاکراتی نشان می دهد که ارتباط ما با کشورهای دیگر قطع نبوده است.اگر آمریکایی ها حرف منطقی دارند و جمهوری‌اسلامی ایران را به عنوان یک کشور مقتدر و اثرگذار در منطقه به رسمیت می‌شناسند، بیایند به صورت برابر مذاکره کنند. آن دورانی که آمریکایی ها بیایند و کودتا کنند تمام شده است، باید بدانند که امروز جمهوری اسلامی ایران کشور مقتدری است و افراد عاقل و توانمند در آن حضور دارند و این افراد، هم آمادگی دارند هم بلدند که چگونه مذاکرات را پیش ببرند به شرطی که آمریکایی ها هم صادق باشند.

ماجرای مراسم سالگرد مرحوم داریوش فروهر در دولت وفاق
دور از این مباحثات و مشاجرات اما خبر برگزاری مراسم سالگرد مرحوم داریوش فروهر پس از چندسال ممنوعیت در دولت چهاردهم قدری متفاوت بود. روزنامه ایران نوشت: طی سالیان گذشته برگزاری مراسم سالگرد آقای داریوش فروهر و همسر ایشان که متأسفانه در جریان قتل‌های زنجیره‌ای در دهه ۷۰ درگذشتند، با محدودیت‌هایی روبه‌رو می‌شد تا جایی که عملاً این مراسم برگزار نمی‌شد. اما امسال این مراسم با حضور دختر این خانواده برگزار شد. این اتفاق اگرچه بسیار طبیعی است و قاعدتاً می‌بایست مانند دیگر مراسم سالگرد بدون ایجاد حساسیت برگزار شود، اما حاکمیت راهبرد وفاق توانست زمینه ساز این مهم شود.

ادعاهای عباس پالیزدار، پاسخ قانع کننده‌تری از آنچه گفته شد، می خواهد
چند روز پیش مصاحبه عباس پالیزدار، عضو هیئت تحقیق و تفحص مجلس هفتم، منتشر شد. او در این مصاحبه برخی چهره‌های سرشناس را متهم کرده و پرونده‌هایی از نوع تحصیل مال با استفاده از روابط و موقعیت به آنان نسبت می‌دهد، که اگر فقط بخشی از این ادعاها واقعیت داشته‌ باشد، باید به سبک قدما آیه استرجاع خواند. روزنامه شرق نوشت:  ازاین‌رو کمترین توقع از نهادهای ناظر این است که با بررسی دقیق پرونده‌های اشاره‌شده ایشان، گزارش جامع و شفافی برای افکار عمومی ارائه دهند. اگر ادعاهای ایشان نادرست است، با او برخورد قانونی شود و اگر درست است، حقوق پایمال‌شده جامعه به صاحبان واقعی آن بازگردانده‌ شود. او به‌ویژه درباره مرحوم آیت‌الله یزدی، رئیس اسبق قوه قضائیه، می‌گوید پرونده ایشان که برای بررسی به او داده‌ شده، پرونده‌ای مفصل و حجیم به ارتفاع میز ناهارخوری بوده‌ است!  پس از انتشار مصاحبه واکنش‌هایی از سوی علاقه‌مندان آیت‌الله یزدی اتفاق افتاد که نگاهی گذرا به سه مورد از آنها ضروری است:
۱ - کلیپی منتشر شد که آقای یزدی ضمن تکذیب ادعاهای طرف مقابل می‌گویند ارزش کل دارایی‌های‌شان دو، سه میلیون تومان بیشتر نیست.
۲ - قائم‌مقام اسبق مرکز پژوهش‌های مجلس عباس پالیزدار را آدم تند و تیزی معرفی می‌کند که بدون داشتن مستندات کافی همه را متهم می‌کند.
۳ - یک مقام قضائی مرتبط با پرونده عباس پالیزدار گفته‌ است او به‌ دنبال مطرح‌شدن است و قصد دارد از رانت استفاده کند و از افراد  باج بگیرد. پرونده اشاره‌شده او را بررسی کردیم. واگذاری اموال با روال کاملا قانونی انجام گرفته‌ بود.
با کنار هم نهادن این سه واکنش و حتی ده‌ها واکنش دیگر، مشاهده می‌شود که هیچ پاسخ محکمه‌پسندی به ادعاهای عباس پالیزدار داده‌ نمی‌شود.