آسیب شناسی انتخابات

‌حال که انتخابات مجلس با همه هیاهویی که به همراه داشت، به پایان رسیده است، فرصتی فراهم آمده تا مورد نقد و ارزیابی قرار گیرد و ضعف وقوت‌های آن آشکار شود. پیش از آن باید یادآور شد که در ماجرای آسیب شناسی هم باید به الگوی انتخابات مطلوب و در تراز جمهوری اسلامی اشاره و هم در نگاهی انضمامی به موانع و مشکلات پیش روی تحقق الگوی مطلوب توجه کرد. بی‌توجهی به این دو از یک سو ما را به سمت عمل‌زدگی سوق خواهد داد و از دیگر سو در پرتگاه آرمانگرایی انتزاعی خواهد انداخت. در یک نگاه آسیب‌شناسه می‌توان توجهات را به موارد زیر جلب کرد: ۱. به برکت شکل‌گیری نظام مردم‌سالار دینی، مشارکت در ادوار گذشته انتخابات در جمهوری اسلامی با حضور گسترده مردمی برگزار گردیده است و معمولاً بالای ۵۰ درصد را ثبت کرده است. متأسفانه به دلایل متعددی که بررسی آن بیرون از حوصله این نوشتار است، این میزان به زیر ۵۰ رسیده و در سه انتخابات اخیر، تکرار شده است. در سال ۱۳۹۸ در روزگاری که نتایج انتخابات مجلس برای اولین بار به ۴۲ درصد رسید، حکیم انقلاب اسلامی در مراسم افتتاحیه مجلس یازدهم بر این حقیقت تأکید کرد که ان‌شاء‌الله با خدمت‌رسانی و فعالیت حداکثری مجلس انقلابی در حل مشکلات کشور، این کاهش مشارکت جبران گردد. در طول چهار سال گذشته هرچند تلاش‌های مجلس یازدهم موجب شد که بار‌ها توسط رهبری شایسته تقدیر قرار گیرد و به عنوان مجلس انقلابی مزین شود، اما متأسفانه این خدمات یا آنچنان بر اذهان جامعه ننشست که رضایت نسبی آنان را افزایش دهد یا آن‌قدر زیاده دیده نشد که انتظارات فزاینده مردم را سیراب نماید.
در این میان خیانت بخشی از جریان‌های سیاسی در تخریب حداکثر مجلس انقلابی در ناامیدسازی افکارعمومی مؤثر بود و اجازه نداد تا باوجود خدمات ارائه شده، شاهد انتخاباتی با مشارکتی بالاتر از سال ۱۳۹۸ باشیم. 
به هر حال، عامل هرچه باشد، کاهش مشارکت به آسیبی جدی برای انتخابات بدل شده که باید برای آن چاره اندیشی شود. 
۲. انتخابات معرکه‌ای است که با حضور و فعالیت بازیگران سیاسی شکل می‌گیرد و به واسطه رقابت آنان پرشور و هیجانی خواهد شد. در این میان این بازیگران این میدان که احزاب و گروه‌های سیاسی هستند موظف‌اند بازار انتخابات را رونق بخشند و کالای خود را برای ارائه به مشتریان به میدان آورند و همه را دعوت و ترغیب به مشارکت کنند. متأسفانه در طول سال‌های اخیر و به طور خاص در این انتخابات بخشی از احزاب و گروه‌های سیاسی متعلق به یک جریان خاص نه تنها کمکی به رونق بخشیدن به انتخابات نکرد، بلکه عملاً در خیانتی بزرگ‌تر به خط تحریم، همسو با ضدانقلاب پیوست و قلم به دستانش را برای ناامیدسازی مردم از انتخابات روانه میدان کرد! 


این خطای نابخشودنی در حالی است که نمونه مشابه آن را در هیچ یک از کشور‌های مردم‌سالار صاحب انتخابات نمی‌توان مشاهده کرد. به نظر می‌رسد برای درمان این آسیب باید چاره‌ای اندیشید وگرنه معنا نخواهد داشت حزب یا گروهی که خود را بازیگر میدان سیاسی معرفی کرده و از حقوق و مزایای آن از قبیل داشتن رسانه و مطبوعه و تریبون برخوردار است، نمی‌تواند در زمان رونق بخشیدن به انتخابات از وظایف قانونی خود عدول کند و به خط تحریم‌کنندگان بپیوندد و انسجام ملی را خدشه‌دار کند و هیچ هزینه‌ای در قبال این رفتار خلاف قانون و مصالح کشور ندهد.
۳. اوج گرفتن فضای تخریبی فضای رقابت‌های انتخاباتی، آسیبی بود که کام ملت را در آستانه یک جشن ملی تلخ کرد. انتخاباتی که خود ابزاری برای ایجاد شور و هیجان در جامعه و ایجاد انگیزه و شادابی در جوانان است، در اثر بداخلاقی‌های صورت گرفته در بخشی از جامعه نتیجه عکس می‌دهد. 
متأسفانه باید بر تأسف‌ها افزود که این بداخلاقی‌ها در اردوگاه نیرو‌های موسوم به انقلابی شکل گرفت و رقابت‌ها تا مرز خصومت پیش رفت و فهرست‌های متعدد و متفرق را به میدان آورد. 
این در حالی بود که رهبر معظم انقلاب اسلامی در آستانه انتخابات از همه بازیگران سیاسی و آن کسانی که توانایی حرف زدن با مردم را دارند و مردم از آن‌ها قبول می‌کنند خواست تا «مردم را به حضور در انتخابات تشویق کنند. آن کسانی که در میدان انتخابات وارد می‌شوند، از بددهنی و توهین و اهانت به دیگران اجتناب کنند. ببینید، این‌ها کار‌های لازمی است که ما در زمینه انتخابات باید انجام بدهیم. آن که می‌تواند تشویق کند، تشویق کند؛ آن که وارد می‌شود، بداخلاقی نکند؛ [اینکه]در فضای مجازی به هم بد بگویند، فحاشی کنند، اهانت کنند، تهمت بزنند، این کار‌ها انتخابات را بی‌برکت می‌کند. از سیاه‌نمایی اجتناب کنند؛ این‌جور نباشد که بعضی برای اینکه توجّه مردم را به خودشان جلب کنند، سیاه‌نمایی کنند. سیاه‌نمایی غلط است و خلاف واقع است و دروغ است و مورد لطف پروردگار قرار نمی‌گیرد.»، اما متأسفانه به این مهم کم‌توجهی شد و تخریب در بخشی از حوزه‌های انتخاباتی آنچنان بالا گرفت که رأی‌ها بیش از آنکه ایجابی بوده و به برنامه نامزد‌ها تعلق گیرد، تبدیل به رأی سلبی گردید و فرصت برای سوءاستفاده بدخواهان این ملت فراهم شد. این روند همچنین حکایت از این دارد که فقدان قانون لازم برای برخورد با بداخلاقی‌ها یا عدم اجرای قانون، از جمله آسیب‌هایی است که باید برای آن چاره اندیشید و اجازه نداد آن‌هایی که پایبنداخلاق نیستند، سارق رأی ملت شوند. 
۴. فقدان تشکل‌های سیاسی منسجم و مبنایی، عرصه را برای میدان‌داری افرادی باز می‌گذارد که بدون هویت مشخص و فاقد شناسنامه معین پای در این عرصه گذاشته و هدایت افکارعمومی را در دست می‌گیرند. 
در سیاست ورزی حرفه‌ای این بازیگران قانونی هستند که باید مرجعیت سیاسی جامعه را برعهده داشته باشند چراکه تشکیلات سیاسی قانونی اگر میداندار رقابت انتخاباتی نباشد، مافیا و باند، محور سپهر سیاست می‌گردند! متأسفانه در این دوره از انتخابات معضل فقدان تشکل‌های رسمی سیاسی همچون گذشته هویدا شد و خود به مانعی برای کیفیت بخشی به انتخابات بدل گردید. این آسیب با تلاش برای رفتن به سمت ساماندهی سیاسی مبتنی بر الگوی اسلامی - ایرانی پیشرفت ممکن خواهد بود. به هر حال آسیب شناسی گذشته، می‌تواند چراغ را آینده باشد و کمک یاری برای آنکه انتخابات ۱۴۰۴ به انتخاباتی در تراز جمهوری اسلامی بدل گردد.